دلنوشته های مهدی طلبه

موعظه ی گنه کار

((((((((((((((((مرا موعظه کن))))))))))))))))
از امام صادق (ع) نقل شده است: مردی به حضور حضرت عیسی (ع) رسید و اقرار کرد که من زنا کرده‌ام و مرا پاک کن.
پس از آنکه زنا کردن او ثابت شد و بنا بر این گردید که او را سنگسار کنند (گویا زنای محصنه بوده است) اعلام شد که جمعیت جمع شوند.

همه جمع شدند و حضرت یحیی (ع) نیز در میان جمعیت بودند، مرد زناکار را در گودالی گذاشتند تا او را سنگسار نمایند، او فریاد زد، هر کسی که بر گردنش، حد هست از اینجا برود، همه رفتند، تنها حضرت عیسی و یحیی باقی ماندند.

در این هنگام حضرت یحیی (ع) فرصت را غنیمت شمرد و به خاطر اینکه موعظه آن مرد در آن حال اثر بخش بود نزد او رفت و فرمود:

یا مذنب عظنی: ”ای گنهکار مرا موعظه کن“.

او گفت: لا تخلین بین نفسک و هواها فتردی: ”بین نفس خود و هوس‌هایش ‍را آزاد نگذار تا خود را تباه سازی“

یحیی فرمود: باز مرا موعظه کن.

او گفت : لا تعیرن خاطئاً بخطیئته: ”گنهکار را بخاطر گناهش سرزنش مکن“

یحیی فرمود: باز مرا موعظه کن.

او گفت : لاتغضب : ”خشمگین مشو“

حضرت یحیی علیه السلام فرمود: همین سه موعظه مرا کافی است



برچسب‌ها:
+ نوشته شده در  یکشنبه 12 مرداد 1393
ساعت 16:14  توسط م.ر  |  ارسال نظر(0)


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

ابزار وبمستر